ابو طالب حسينى تربتى
12
تزوكات تيمورى ( فارسى )
و بتجربه من رسيد كه صاحب كنكاش جمعى توانند بود كه از روي اتفاق بر كفتار و كردار خود عازم باشند و از آن كار به هيچ وجه نكذرند و اكر كويند نكنيم پيرامون آن كار نكردند و بتجربه من رسيد كه كنكاش دو قسم است زباني و ته دلي انچه زبانى ميشنيدم كوش ميكردم و انچه ته دلى ميشنيدم در كوش دل جاي ميدادم و در هنكام لشكركشيها از صلح و جنك پرسش مينمودم و دلهاي امراي خود را ميجستم كه جنك جويند يا صلح و اكر از صلح سخن ميكردند منافع صلح را با ضرر جنك مقابله مينمودم و اكر از جنك حرف ميزدند نفع و فايده آن را با ضرر صلح ملاحظه ميكردم هركدام غالب در نفع بود همان را اختيار مينمودم